تو می توانی معجزه کنی

خرید بک لینک

 

آرام که باشی دریا یی هستی از محبت

آغوش تو از هرجای جهان برتر است

جملاتت را طوری بیان می کنی که تازه می فهمم کلمه جان دارد

جان که می گیرد هر کلمه از قدرت لب و زبان تو ، تازه می فهمم آن سلام یعنی آغاز

حتی اگر بعد از 6 سال سلام دادن باشد

بسیار اندیشیده ام در خلوتم ، در خیالم که تو کیستی

مبهم است که از کجا و برای چه مامور شده ای بانوی ظریف شهر من

دل خوش باش ، سرت سلامت

من گاهی روز ها تمام حس نوستالژیکم در 35 سال را مدیون گوشه ای از نگاه تو ،

نوع نگاه تو به این شهرم

مدیون پرسه های صبح زود

مدیون نان سنگکی ها

مدیون کله پاچه فروشی ها

مدیون آب آلبالو فروش های این شهر هستم ، به این دلیل که قصه ی همراهی مرا با تو تکمیل می کردند

مدیون اون آسمان و صاحبش خدای من وتو

مدیون او که تو را برای من آفرید

مدیون او که تو را شاید کامل،  نه ، شاید زودتر،  نه

اما به جا بخشیده است

جوری  بخشیده که ستون زده ای زیر هر آواری از زندگی ام ، ستون زده ای زیر هر آواری از احساسم ،

زیر هر آواری از من

تو که دیگر نیمی از من نه ، همه ی منی

تو می توانی معجزه کنی

تو می توانی معجزه کنی

مهرماه 95

جرات نمی کنم...

ما را در سایت جرات نمی کنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 62 تاريخ: پنجشنبه 16 تير 1401 ساعت: 19:51

صفحه بندی