تو بگو

خرید بک لینک

ساز کوکم با تو

هنوز شیرینی کوچه باغ های قصرالدشت از گلویم پایین نرفته بود که یادم به جاده های بیرون از شهر می افتد

به جاده های مسیر رود خانه ی نمک

به فسا ، به سروستان

به هر کجا که می رفتم

بی تو ، یا با تو

یک روز این مسیر را با تو وجب کرده بودم

مست یا هوشیار

فرق نمی کند

راستی ، تا یادم نرفته ، صورتت را بیاور نزدیک می خواهم چیزی بگو یم

انگار خیلی وقت هست دلم می خواهد بی واهمه

با فراغ بال ، از سر بیداری در گوشت داد بزنم

دوستت دارم

اینبار نشنیده نگیر

با این حرفم برقص ، شاد باش و بی حیایی کن

ذوق کن و بی حساب، برایم ناز کن

برایم از مخاطبانت تند تند حرف بزن با صدای بلند

تا بگویم ، مواظب همسایه باش

تا بگویم همانطور که حرف میزنی لطفا این جام را هم بگیر

و غرق شویم در هم

من ندانم تو کیستی

ما ندانیم کجاییم و سر از پله ی هفتم عشق تو دراورم

مست ، مست ،

مست عطر تو ، عطر خدا ، عطر پوست تن تو ،

سجده کنم همه چیز را

تو را ، زمان را ، خدا را ، خیالم را

و رویایی که گاها با نبودت می سازم

تو هرگاه نیستی بیشتر هستی

تو هرگاه می روی ، محکم تر در میزنی

و من بی تو هر روز گم کرده ام ثانیه هایی که می گویند نه از آن من است

خوب که رویا می بافم میبینم وقت رفتن است

وقت خوردن قهوه های آخر وقت ، مسواک کردن ، وقت ریختن چای

وقت خوب قرا بعدی ما

وقت مردن نیز

خوب که رویا می بافم می بینم تازه همسفر شده ایم با شهریاردر کافه ای در پیل

در سان ژرمن

و من هنوز جوراب هایم را نتوانسته ام بیرون بیاورم

خنده های تو اما دلم را خوش می کند رفیق روزهای سردم ،

می فهمم زندگی در جریان است

ومن رویا می بافم با تو

به من جرات داده ای

به من عشق هدیه داده ای

یادم داده ای غرروم را نگه دارم

به نشان داده ای کجای این روزگارم

به من یاد داده ای چگونه سر را بالا ، بلند نگه دارم

چگونه باشم من

تو بگو

جرات نمی کنم...

ما را در سایت جرات نمی کنم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 55 تاريخ: چهارشنبه 11 فروردين 1400 ساعت: 15:05

صفحه بندی